تبليغاتX
کتیبه عشق
 


کتیبه عشق

 
درد و دل
نویسندگان
آثار بجا مانده از یک عاشق
دوستان عاشق تنها
موضوعات
آمار وب
طراح قالب:
لوگو دوستان
كدهاي جاوا
سال نومبارک

اندر دل من مها دل افروز ترئی

یاران هستند لیک دلسوز توئی

شادند جهانیان به نوروز و  به عید

عید من و نوروز من امروز توئی


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: پنجشنبه یکم فروردین 1387
|+|
خانه دوست کجاست؟

خانه دوست کجاست

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذرشاخه نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت کوچه باغی است

که از خواب خدا سبز تر است

و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیرزمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیّت سیال فضا

خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلند

جوجه بردارداز لانه

و از او می پرسی ... خانه دوست کجاست؟


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: پنجشنبه یکم فروردین 1387
|+|
خداحافظ...

                        

زمان!!!!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست

بوسيدن قول ماندن نيست

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني


                                        خدانگهدار

خداحافظی خیلی سخته، اونم از کسانی که واقعاً دوستشون داشتی و می دونی که دیگه هرگز اونها نخواهی دید

دوستان عزیزم ممنونم که تواین مدت تنهام نذاشتین/براتون بهترین هاراارزودارم/حلالم کنید

شایددوباره برگشتم بخاطرانها که رفتم........بخاطردلتنگی شان برگردم/به امیددیدار/التماس دعا

       


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386
|+|
می خوام برم...می خوام برم

  

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

خورشیدراباخودم می برم

ستاره هاپشت سرم

ابرمسافرم میادوهمه می شن هم سفرم

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

مثل پرنده توقفس

به سوی توپرمی زنم

ازاین همه قشنگیهابه سوی اسونی دل می کنم

بخاطرتوبودموندم وخوندم

ولی بدونه تو

می خوام ازرفتن بخوانم

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

موندن هرگز...خداحافظ

***دیگه طاقت ندارم***


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: یکشنبه هفتم بهمن 1386
|+|
خدایا!

خدایا من به سوی تو می ایم

خدايا!

اگر تنهاترين تنها ها شوم بازتو هستي اي مهربان تو جاودان آسيب ناپذير مني اي پناهگاه

ابدي تو ميتواني جانشين همه ي بي پناهي ها شوي

خدايا!

اضطرابهاي بزرگ ،غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن و لذت ها را به

بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز

خدايا!

آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم و شهامتي تا تغيير دهم آنچه

را كه مي توانم و دانشي تا بدانم تفاوت اين دو را

خدایا!


من عشق به تو را هم از تو میخواهم و عشق به عاشقان تو را و عشق به هر کاری که مرا

به تو نزدیک کند . . .


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: شنبه ششم بهمن 1386
|+|
نمی دونم چرا....؟

نمی دانم چراگاهی حوصله خودم ندارم حوصله خودمو٬ روزگارو٬

زندگی وهر چی که شما بگید. گاهی وقتا اینقد دلم میگیره که

دلم می خواد یه جایی بود که فقط برم اونقد داد بزنم و گریه کنم تا

ازنفس بیفتم هیچکسی ام نباشه که دلیل این اشکاو فریادمو بپرسه

جز اون کسی که دلیل هر دلیلی رو میدونه.

گاهی اسمون قلبم اونقد ابری و گرفته می شه که حتی بارون

چشامم نمی تونه دردشو کم کنه.ولی تو تموم ای لحظات دلم به یه

نفر خوشه به کسی که همیشه وقتی عصبانیم با حرفاش ارومم می کنه٬

هر گاه گریه می کنم همراه من اشک می ریزه.هروقت خسته میشم

تنها شانه های اونه که دلیل ادامه دادنم میشه.

هروقت ناامید می شم عشق اونه که امیدوارم می کنه.

کاش باور کنه که تمامی هستی ام شده.کاش بدونه بدون اون زندگی

دیگر بی بها خواهدبود٬دیگه دلیلی واسه ادامه دادنش ندارم.

اگه اینارو باور بکنه و بدونه تنها دلیل این زندگیه هرگز دم ازرفتن

نخواهد زدو برای ماندن خواهد جنگید.

دلیل آخرینمی پس بمان تا بدونم که دوستم داری.

(اینارو الان گفتم از هیچ نوشته ای گپی نکردم همش دردو دلم بود همین)

اشکهایم راباور کن که تنها دلیل روانه شدنشونی٬ قلبم راباور کن

که توتنها دلیل تپیدنش هستی٬ دستان سردم راباور کن که دستان

مهربان وگرم توست که به آن گرمای زنده بودن را هدیه میدهد.

نگاهم راباورکن که فقط تو دلیل دیدنش هستی و وجود را باور کن که تو تنها دلیل ماندنش هستی.

        

        باور کن تا ای دلیل تمامی دلایلام

 

                   ای تمامی برای توست


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: یکشنبه بیست و سوم دی 1386
|+|
السلام علیک یااباعبدالله الحسین

 

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را

به خون نشانده دل دودمان آدم را

 محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع
است.

سلام بر حسین (ع)


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: یکشنبه بیست و سوم دی 1386
|+|
الهی!
الهی!

چون یتیم بی پدر گریانم..درمانده در دست خصمانم.خسته از گناهانم و زخویشتن

نالانم..خراب عمر و مفلس روزگار:

                              من آنم          

  ای جمله بی کسان عالم را کس.............یک جو کرمت تمام عالم را بس

  من بیکسم و کسی ندارم جز تو..............یا رب تو بفریاد من بیکس رس


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: دوشنبه هفدهم دی 1386
|+|
ارزودارم....
ارزو دارم که شمعی باشم و تنها بگریم

ارزو دارم که تنها در دل شبها بگریم

ارزو دارم که دور از دیده بیگانه امشب

دیده را دریا کنم خود بر لب دریا بگریم

ارزو دارم که امشب مثل طفلی نا شکیبا

از غم بی همزبانی با دلی شیدا بگریم

ارزو دارم که همچون کودکی گم کرده مادر

بر سر هر رهگذر پیدا و ناپیدا بگریم

ارزو دارم که امشب را سحر در پی نباشد

تا سیه پوش از غمش در این شب یلدا بگریم

ارزو دارم که دل در سینه ام اتش بگیرد

دل بسوزد من زسوز دل به صد غوغا بگریم

ارزو دارم که در صحرای حسرت همچو مجنون

در دل تاریک شبها از غم لیلا بگریم

ارزو دارم که همچو مجنون راه صحرا بگیرم

روز و شب راه طی کنم تا در دل صحرا بگریم

ارزو دارم که یک شب بی خبر از در در اید

تا در اغوشش ز شادی مست و بی پروا بگریم

ارزو دارم که جان را با غمش سودا نمایم

ارزو دارم به یاد اخرین سودا بگریم

بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: دوشنبه هفدهم دی 1386
|+|
آیا کسی هست تا دلتنگیهامو باهاش .......؟

امشب هوای دلم نمناک و بارونی است

به روزای رفته نگاه میکنم.......

میترسم از این حس مدام.......همه زندگی منو بردی از تهی بودن متنفرم

مدت هاست خودم را گم کرده ام

کاش میشد بدون خودم زندگی کنم 

کاش  به  آخرمیرسید این عمر ...........

از لحظه های خودم فرار کردم

به تو پناه بردم واسیر لحظه های تو شدم

سخت فسرده ام کردی.

دل به مرگ سپرده ام

بذار فراموش کنم که از تو هیچ چیز ندارم

زمستون بود!................

سرده.!.!

روزی که مردم به یادم شعری بخوانند

پر از هق هق بارون و بی قراری کبوتر

ببینم شما کسی رو سراغ ندارید دلتنگی هامو....................؟


بجامانده: ستاره مشرقی مورخ: پنجشنبه سیزدهم دی 1386
|+|
مطالب پیشین
بزرگترين وبلاگ عاشقانه
خانه دوست کجاست؟
سال نومبارک
خداحافظ...
می خوام برم...می خوام برم
خدایا!
نمی دونم چرا....؟
السلام علیک یااباعبدالله الحسین
الهی!
ارزودارم....
آیا کسی هست تا دلتنگیهامو باهاش .......؟

Copy Right By: Http://J28.Blogfa.Com
Sponsored By: Masoud Rezaie