تبليغاتX
کتیبه عشق

کتیبه عشق

هرگزمراتودوست نخواهی داشت تنهاحقیقتی است که می دانمღامشب به نیت همه دلهاشعری برای چشم تومی خوانم

 

دلم تنـــــــــگ است

 

دلـــم برای نگاه مهربانش تنــــگ است

 

دلــــــــم برای لبخندهای دلفریب و مــهرانگیزش تنـــــــــگ است

 

مدتهاســـــت که دلم بــــــــرایش تنــــــــــــــــــــــــــگ است

 

پس کـــــــــــجا

 

پس کـــــــــــــــــــــــــــــی

 

به پــــــــایـــان میرسی دل تنگـــــــــــــــــــــی ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+بجامانده دوشنبه یکم تیر 1388ساعت عاشقی 14:36ز ستاره مشرقی | |

قاصدک!هان،چه خبرآوردی؟

ازکجاوزکه خبرآوردی؟

خوش خبرباشی،اما،اما

گردبام ودرمن

بی ثمرمی گردی،

انتظارخبری نیست مرا

نه زیار نه زدیارودیاری-باری،

بروآنجاکه بودچشمی وگوشی باکس،

بروآنجاکه تورامنتظرند،

قاصدک!

دردل من همه کورندوکرند.

دست بردارازین دروطن خویش غریب.

قاصدتجربه های همه تلخ،

بادلم می گوید

که دروغی تو،دروغ

که فریبی تو،فریب

قاصدک!هان،ولی...آخر..ای وای!

راستی آیارتی باباد؟

باتوام،آی!کجارفتی؟آی...!

راستی آیاجایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکسترگرمی،جایی؟

دراجاقی-طمع شعله نمی بندم-خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک!

ابرهای همه عالم شب وروز

دردلم می گریند.

+بجامانده دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت عاشقی 12:15ز ستاره مشرقی | |

اندر دل من مها دل افروز ترئی

یاران هستند لیک دلسوز توئی

شادند جهانیان به نوروز و  به عید

عید من و نوروز من امروز توئی

+بجامانده پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت عاشقی 19:59ز ستاره مشرقی | |

خانه دوست کجاست

در فلق بود که پرسید سوار

آسمان مکثی کرد

رهگذرشاخه نوری که به لب داشت

به تاریکی شنها بخشید

و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت کوچه باغی است

که از خواب خدا سبز تر است

و در ان عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره جاوید اساطیرزمین می مانی

و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد

در صمیمیّت سیال فضا

خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلند

جوجه بردارداز لانه

و از او می پرسی ... خانه دوست کجاست؟

+بجامانده پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت عاشقی 19:30ز ستاره مشرقی | |

                        

زمان!!!!

به من آموخت که دست دادن معني رفاقت نيست

بوسيدن قول ماندن نيست

و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه

اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني


                                        خدانگهدار

خداحافظی خیلی سخته، اونم از کسانی که واقعاً دوستشون داشتی و می دونی که دیگه هرگز اونها نخواهی دید

دوستان عزیزم ممنونم که تواین مدت تنهام نذاشتین/براتون بهترین هاراارزودارم/حلالم کنید

شایددوباره برگشتم بخاطرانها که رفتم........بخاطردلتنگی شان برگردم/به امیددیدار/التماس دعا

       

+بجامانده یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت عاشقی 14:33ز ستاره مشرقی | |

  

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

خورشیدراباخودم می برم

ستاره هاپشت سرم

ابرمسافرم میادوهمه می شن هم سفرم

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

مثل پرنده توقفس

به سوی توپرمی زنم

ازاین همه قشنگیهابه سوی اسونی دل می کنم

بخاطرتوبودموندم وخوندم

ولی بدونه تو

می خوام ازرفتن بخوانم

می خوام برم...می خوام برم

من دیگه طاقت ندارم

موندن هرگز...خداحافظ

***دیگه طاقت ندارم***

+بجامانده یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت عاشقی 13:0ز ستاره مشرقی | |

خدایا من به سوی تو می ایم

خدايا!

اگر تنهاترين تنها ها شوم بازتو هستي اي مهربان تو جاودان آسيب ناپذير مني اي پناهگاه

ابدي تو ميتواني جانشين همه ي بي پناهي ها شوي

خدايا!

اضطرابهاي بزرگ ،غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن و لذت ها را به

بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز

خدايا!

آرامشي عطا فرما تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم و شهامتي تا تغيير دهم آنچه

را كه مي توانم و دانشي تا بدانم تفاوت اين دو را

خدایا!


من عشق به تو را هم از تو میخواهم و عشق به عاشقان تو را و عشق به هر کاری که مرا

به تو نزدیک کند . . .

+بجامانده شنبه ششم بهمن 1386ساعت عاشقی 14:46ز ستاره مشرقی | |

نمی دانم چراگاهی حوصله خودم ندارم حوصله خودمو٬ روزگارو٬

زندگی وهر چی که شما بگید. گاهی وقتا اینقد دلم میگیره که

دلم می خواد یه جایی بود که فقط برم اونقد داد بزنم و گریه کنم تا

ازنفس بیفتم هیچکسی ام نباشه که دلیل این اشکاو فریادمو بپرسه

جز اون کسی که دلیل هر دلیلی رو میدونه.

گاهی اسمون قلبم اونقد ابری و گرفته می شه که حتی بارون

چشامم نمی تونه دردشو کم کنه.ولی تو تموم ای لحظات دلم به یه

نفر خوشه به کسی که همیشه وقتی عصبانیم با حرفاش ارومم می کنه٬

هر گاه گریه می کنم همراه من اشک می ریزه.هروقت خسته میشم

تنها شانه های اونه که دلیل ادامه دادنم میشه.

هروقت ناامید می شم عشق اونه که امیدوارم می کنه.

کاش باور کنه که تمامی هستی ام شده.کاش بدونه بدون اون زندگی

دیگر بی بها خواهدبود٬دیگه دلیلی واسه ادامه دادنش ندارم.

اگه اینارو باور بکنه و بدونه تنها دلیل این زندگیه هرگز دم ازرفتن

نخواهد زدو برای ماندن خواهد جنگید.

دلیل آخرینمی پس بمان تا بدونم که دوستم داری.

(اینارو الان گفتم از هیچ نوشته ای گپی نکردم همش دردو دلم بود همین)

اشکهایم راباور کن که تنها دلیل روانه شدنشونی٬ قلبم راباور کن

که توتنها دلیل تپیدنش هستی٬ دستان سردم راباور کن که دستان

مهربان وگرم توست که به آن گرمای زنده بودن را هدیه میدهد.

نگاهم راباورکن که فقط تو دلیل دیدنش هستی و وجود را باور کن که تو تنها دلیل ماندنش هستی.

        

        باور کن تا ای دلیل تمامی دلایلام

 

                   ای تمامی برای توست

+بجامانده یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت عاشقی 15:39ز ستاره مشرقی | |

 

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را

به خون نشانده دل دودمان آدم را

 محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست!
ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.

سلام بر حسین (ع
است.

سلام بر حسین (ع)

+بجامانده یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت عاشقی 0:8ز ستاره مشرقی | |

الهی!

چون یتیم بی پدر گریانم..درمانده در دست خصمانم.خسته از گناهانم و زخویشتن

نالانم..خراب عمر و مفلس روزگار:

                              من آنم          

  ای جمله بی کسان عالم را کس.............یک جو کرمت تمام عالم را بس

  من بیکسم و کسی ندارم جز تو..............یا رب تو بفریاد من بیکس رس

+بجامانده دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت عاشقی 19:23ز ستاره مشرقی | |